فیلم و سریال

فصل دوم سووشون؛ بازگشت خونین زری و سانسورهای جنجالی (نقد کامل)

فصل دوم سووشون؛ بازگشت طوفانی زری به قلب آتش و خون (نقد و بررسی کامل)

رای بدهید

سلام به همه رفقای همراه در سرگرمون. امروز قراره پرونده‌ای رو باز کنیم که احتمالا خیلی‌هاتون مدت‌هاست منتظرش بودید. بحثمون درباره سریالیه که حتی قبل از پخشش، کلی گرد و خاک به پا کرد و حالا با فصل دومش می‌خواد تیر خلاص رو بزنه. بله، داریم درباره «سووشون» حرف می‌زنیم؛ شاهکار سیمین دانشور که حالا از دریچه دوربین نرگس آبیار، جون گرفته و اومده تا ما رو ببره به وسط تاریخ. شاید وقتی فصل اول رو دیدید، یا خبرهای ضد و نقیض توقیف و رفع توقیفش رو شنیدید، یه حس سردرگمی داشتید که «آقا بالاخره چی شد؟». حق دارید. اما خبر خوب اینه که فصل دوم دقیقا همون جاییه که قراره همه چی عوض بشه. دیگه خبری از اون زریِ آروم و ترسیده نیست؛ قراره با زنی روبرو بشیم که تفنگ دست می‌گیره و حقش رو از حلقوم تاریخ بیرون می‌کشه. پس قهوه‌تون رو بریزید و بیایید تا با هم موشکافی کنیم که چرا فصل دوم سووشون، مهم‌ترین اتفاق نمایش خانگی امساله.

چرا سووشون فقط یک سریال نیست؟ (زخم‌هایی که هنوز تازه‌اند)

ببینید، خیلی وقت‌ها ما سریال می‌بینیم که فقط وقتمون بگذره، یا نهایتا یه کم بخندیم و گریه کنیم. اما داستان سووشون فرق داره. این قصه، قصه رگ و ریشه ماست. وقتی سیمین دانشور این رمان رو نوشت، نمی‌خواست فقط یه داستان عاشقانه تعریف کنه؛ می‌خواست نشون بده که چطور یه ملت زیر چکمه‌های اشغالگر (چه انگلیسی، چه داخلی) له میشه، اما نمی‌میره. حالا نرگس آبیار اومده و این بار سنگین رو گذاشته رو دوشش. می‌دونید چرا می‌گم سنگین؟ چون سووشون مقدس‌ترین رمان معاصر فارسیه. دست زدن بهش دل شیر می‌خواد.

توی فصل اول دیدیم که فضا چطور چیده شد. شیرازِ زیبا، باغ‌های نارنج، و اون ترسِ مرموزی که توی کوچه پس‌کوچه‌ها موج می‌زد. اما اگه فکر کردید کل سریال قراره به مهمونی‌های اعیانی و دیالوگ‌های ادبی بگذره، سخت در اشتباهید. فصل دوم جاییه که ورق برمی‌گرده. اینجا دیگه بحث “بودن یا نبودن”ـه. یوسف (که میلاد کی‌مرام نقشش رو بازی می‌کنه) نماد اون غیرتیه که نمی‌تونه ببینه اجنبی داره نون مردم رو می‌دزده. و زری… امان از زری. بهنوش طباطبایی توی این فصل قراره کاری کنه که تا مدت‌ها تصویرش از ذهنمون پاک نشه.

وقتی نرگس آبیار با تاریخ کشتی می‌گیرد

بیایید رو راست باشیم؛ نرگس آبیار کارگردان معمولی‌ای نیست. کسی که «شبی که ماه کامل شد» و «شیار ۱۴۳» رو ساخته، بلد نیست دوربینش رو یه گوشه بکاره و بگه «خب، دیالوگ بگید». نه! دوربین آبیار وحشیه، سیاله، نفس می‌کشه. توی فصل دوم سووشون، این سبک کارگردانی به اوج خودش می‌رسه. چرا؟ چون جنگ شروع شده. قحطی اومده. تیفوس داره مردم رو درو می‌کنه. آبیار می‌خواد ما بوی تعفن قحطی و ترس رو حس کنیم. اینجاست که فرق یه سریال بازاری با یه اثر هنری مشخص میشه. توی سرگرمون همیشه گفتیم که کیفیت اتفاقی نیست و آبیار اینو خوب ثابت کرده.

فصل دوم سووشون؛ طوفان در راه است

خب بریم سراغ اصل مطلب. توی متنی که دستم رسید، یه نکته خیلی عجیب و جالب بود: «فصل دوم سووشون درست وسط وقفه سریال بامداد خمار پخش میشه». این یعنی چی؟ یعنی یه استراتژی هوشمندانه (یا شاید هم یه کم ریسکی) از طرف پلتفرم نماوا. فکرش رو بکنید، مخاطب هنوز درگیر فضای قاجاری یا عاشقانه‌ی بامداد خماره که یهو پرتاب میشه به شیرازِ سال ۱۳۲۰. این شوک می‌تونه دو تا نتیجه داشته باشه: یا مخاطب گیج میشه، یا انقدر هیجان‌زده میشه که نمی‌تونه پلک بزنه. من شرط می‌بندم دومی اتفاق می‌افته.

طبق شنیده‌ها و تحلیل‌هایی که از رمان داریم، فصل دوم ۱۴ قسمت نفس‌گیره. دیگه خبری از مقدمه‌چینی نیست. زری که توی فصل اول مدام می‌گفت «من فقط می‌خوام بچه‌هام رو حفظ کنم»، اینجا می‌فهمه که برای حفظ بچه‌هاش باید شهر رو حفظ کنه. باید کشور رو حفظ کنه. این تحول شخصیتی، قلب تپنده فصل دومه. اگه رمان رو خونده باشید، می‌دونید که صحنه‌های تشییع جنازه و اون فریادهای فروخورده، چقدر سینمایی و تکان‌دهنده‌ست. حالا تصور کنید این صحنه‌ها با موسیقی حماسی و قاب‌بندی‌های آبیار ترکیب بشه. واقعا مو به تن آدم سیخ میشه.

زری؛ از مطبخ تا میدان جنگ

شاید براتون سوال باشه که «مگه زری چیکار می‌کنه؟». بذارید اسپویل نکنم، ولی همین‌قدر بگم که زنِ ایرانی توی سووشون، نماد خاک ایرانه. صبوره، مهربونه، ولی وای به روزی که حس کنه خونه‌اش داره تاراج میشه. بهنوش طباطبایی که خودش دکترای روانشناسی داره، انگار این لایه‌های پنهان رو خوب شناخته. توی تریلرها و عکس‌هایی که از فصل دوم دیدیم، دیگه اون نگاه معصوم و نگران جاش رو داده به یه نگاهِ نافذ و مصمم. این همون چیزیه که منتقدا بهش میگن «آرک شخصیتی» (Character Arc) کامل.

بازیگران فصل دوم؛ مهره‌های شطرنجِ آبیار

یه سریال خوب، بدون بازیگرای قدرتمند مثل ماشین بدون موتوره. حالا هرچقدر هم بدنه‌اش خوشگل باشه، راه نمیره. خوشبختانه سووشون توی این زمینه حسابی دستش پره. بیایید دونه دونه بازیگرای کلیدی این فصل رو بررسی کنیم:

بهنوش طباطبایی (زری): ققنوسی که برمی‌خیزد

بهنوش رو همه با چهره آروم و متینش می‌شناسیم. اما انتخاب او برای نقش زری، ریسک بزرگی بود که آبیار کرد و انگار جواب داده. توی فصل اول شاید بعضی‌ها می‌گفتن بازیش زیادی درون‌گراست، اما فصل دوم زمین بازیِ اصلی اونه. جایی که باید خشم، غم، عشق مادرانه و نفرت از اشغالگر رو توی یه لحظه نشون بده. فکر می‌کنم این نقش می‌تونه نقطه عطف کارنامه هنریش باشه.

میلاد کی‌مرام (یوسف): صدای بلندِ آزادی

یوسف توی رمان، یه شخصیت ایده‌آلیسته. کسی که حاضره سرش بره ولی قولش نره. میلاد کی‌مرام با اون استایل و صدای خاصش، تونسته یه یوسفِ باورپذیر بسازه. یوسفی که نه اونقدر فرشته‌ست که نشه باورش کرد، نه اونقدر زمینی که معمولی باشه. تقابل‌های او با خان‌کاکا و افسرهای انگلیسی، احتمالا سکانس‌های طلایی فصل دوم رو می‌سازه.

سام درخشانی (خان‌کاکا): غافلگیری بزرگ

اینو جدی می‌گم؛ سام درخشانی رو توی این سریال باید دوباره کشف کنید. ما عادت کردیم اونو توی کمدی‌های پژمان جمشیدی ببینیم، ولی اینجا نقش یه آدم فرصت‌طلب و خاکستری رو بازی می‌کنه که هم می‌خواد برادرش رو حفظ کنه و هم جیبش رو پر کنه. این دوگانگی شخصیت خان‌کاکا، یکی از موتورهای محرک درامه که سام به خوبی از پسش براومده.

فرشته صدرعرفایی (عمه خانم): ستونِ عمارت

فرشته صدرعرفایی از اون بازیگراست که نیازی به دیالوگ نداره؛ نگاهش حرف می‌زنه. حضورش توی فصل دوم به عنوان زنی که سرد و گرم روزگار رو چشیده و حالا داره می‌بینه خونواده‌اش داره از هم می‌پاشه، وزن خاصی به سریال داده. او مثل لنگریه که نمی‌ذاره کشتی سووشون توی طوفان حوادث غرق بشه.

فضاسازی و تکنیک؛ سفر به شیرازِ دهه ۲۰

یکی از چیزایی که توی فصل اول هم تحسین شد، طراحی صحنه و لباس بود. اما توی فصل دوم، کار سخت‌تر شده. چرا؟ چون فضا ملتهب‌تره. دیگه فقط عمارت و باغ نیست؛ ما با بیمارستان‌های پر از مجروح، خیابون‌های اشغال شده و کمپ‌های نظامی طرفیم. تیم تولید واقعا سنگ تموم گذاشته. لباس‌ها فقط پارچه نیستن؛ اونا دارن شخصیت و طبقه اجتماعی و حتی حالِ روحی کاراکترها رو فریاد می‌زنن.

استفاده از رنگ‌ها توی کارهای آبیار همیشه هوشمندانه‌ست. احتمالا توی فصل دوم، رنگ‌های گرم و شادِ فصل اول جای خودشون رو به رنگ‌های سرد، خاکی و تیره میدن تا فضای خفقان‌آورِ اشغال رو بهتر منتقل کنن. این یعنی احترام به شعور بصری مخاطب. چیزی که ما توی سرگرمون همیشه دنبالشیم: احترامی که سازنده به چشم و وقت ما می‌ذاره.

همزمانی عجیب با بامداد خمار؛ استراتژی یا اجبار؟

این که فصل دوم سووشون دقیقا وسط پخش بامداد خمار بیاد، یه کم عجیبه. انگار نماوا می‌خواد تمام تخم‌مرغ‌هاش رو توی سبد نرگس آبیار بذاره. از یه طرف خوبه، چون مخاطبِ آبیار مشخصه و دنبال همون سبک روایته. اما از طرف دیگه، ممکنه باعث بشه یکی از این دو تا کار زیر سایه اون یکی گم بشه. البته بامداد خمار فضای قجری داره و سووشون فضای پهلوی؛ شاید همین تضاد زمانی باعث بشه که مخاطب خسته نشه.

یه نکته مهم دیگه هم هست: بودجه. ساخت دو تا پروژه سنگین تاریخی به صورت همزمان، نشون میده که سرمایه‌گذاران چقدر به برندِ آبیار اعتماد دارن. این اعتماد الکی به دست نیومده. آبیار نشون داده که بلده چطور بین هنر و گیشه تعادل برقرار کنه. فصل دوم سووشون آزمون نهاییِ این اعتماده.

چرا باید فصل دوم را ببینیم؟ (حتی اگر فصل اول را ندیدیم)

شاید بپرسید «من فصل اول رو ندیدم، می‌تونم از دوم شروع کنم؟». راستش رو بخواید، نه! سووشون سریالی نیست که بشه از وسطش پرید تو. شخصیت‌ها لایه لایه ساخته شدن. اگه نفهمید چرا زری توی فصل اول می‌ترسید، شجاعتش توی فصل دوم براتون معنی نداره. پس پیشنهاد من چیه؟ برید فصل اول رو ببینید (کلا ۱۴-۱۵ قسمته، زود تموم میشه) و بعد با خیال راحت بیایید سراغ طوفان فصل دوم.

نقاط قوتی که ما را میخکوب می‌کند:

  • داستانِ استخوان‌دار: پشت این سریال، یکی از قوی‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات ایرانه.[[1]خیالمون راحته که داستان “آب‌بکی” نیست.
  • کارگردانی جسورانه: آبیار از نشون دادن خشونتِ جنگ و فقر ابایی نداره. این رئالیسمِ تلخ، باعث میشه همذات‌پنداری عمیقی شکل بگیره.
  • موسیقی متن: احتمالا موسیقی فصل دوم، تم‌های حماسی و سوزناک‌تری خواهد داشت که با حال و هوای شیراز و سوگواری‌های سنتی (سووشون) همخونی داره.

جدول مقایسه: سووشون در برابر غول‌های تاریخی

برای اینکه بهتر جایگاه این سریال رو درک کنیم، بیایید یه مقایسه سریع با دو تا از بهترین‌های این ژانر یعنی «شهرزاد» و «خاتون» داشته باشیم. این جدول بهتون کمک می‌کنه بفهمید چرا سووشون جنسش فرق داره.

ویژگیسریال سووشونسریال خاتونسریال شهرزاد
محور اصلی داستانمقاومت ملی و تحول درونی زناشغال شمال ایران و آوارگیعاشقانه در بستر کودتای ۲۸ مرداد
سبک کارگردانیسیال، دوربین روی دست، رئالیستکلاسیک، شیک و خوش‌رنگ و لعابدرام تلویزیونی با دیالوگ‌های شاعرانه
نقش زنزری: نماد مادرِ ایران (تحول تدریجی)خاتون: زنِ جسور و اکتیو از ابتداشهرزاد: قربانی شرایط ولی عاقل

پاسخ به سوالات متداول شما (FAQ)

توی کامنت‌های سایت و شبکه‌های اجتماعی سرگرمون، سوالات زیادی درباره این سریال پرسیدید. اینجا سعی کردم به مهم‌ترین‌هاش جواب بدم تا ابهاماتتون برطرف بشه.

آیا فصل دوم سووشون واقعا آخرین فصل است؟

بله، بر اساس ساختار رمان و اخباری که منتشر شده، این سریال در همین دو فصل (مجموعا حدود ۲۸ تا ۳۰ قسمت) به پایان می‌رسد و قرار نیست بیهوده کش پیدا کند.

زمان دقیق پخش فصل دوم کی هست؟

طبق آخرین خبرها، پخش فصل دوم درست در زمان استراحت بین دو نیم‌فصل سریال «بامداد خمار» آغاز خواهد شد. برای تاریخ دقیق حتما صفحه اصلی نماوا یا اخبار سرگرمون رو چک کنید.

آیا حذفیات سریال زیاد بوده؟

[Unverified] نمی‌توان با قطعیت گفت، اما با توجه به توقیف‌های اولیه و حساسیت‌های ساترا، احتمالا اصلاحاتی انجام شده. با این حال، نرگس آبیار معمولا پای کیفیت کارش می‌ایستد و بعید است به اصل داستان لطمه خورده باشد.

کیفیت اقتباس نسبت به کتاب چطور است؟

اکثر منتقدان ادبی معتقدند که روح اثر حفظ شده، هرچند تغییراتی برای دراماتیک‌تر شدن نسخه تصویری اعمال شده است. اگر کتاب‌خوان سخت‌گیری هستید، باز هم از فضاسازی لذت خواهید برد.

زیر ذره‌بین: نگاهی به نظرات مردم

گشتی توی توییتر و اینستاگرام زدم تا ببینم حس و حال مردم چیه. جالبه که نظرات خیلی دو قطبیه. یه عده میگن: «وای بالاخره یه سریال حسابی که به شعورمون توهین نمی‌کنه» و یه عده دیگه نگرانن که: «نکنه پایانش رو عوض کنن؟». یکی از کاربرا نوشته بود: «من سووشون رو ده بار خوندم، اگه اون صحنه آخر رو خراب کنن، هیچوقت نمی‌بخشمشون!». این نشون میده که کار آبیار چقدر سخته. اون داره با خاطرات جمعیِ چند نسل بازی می‌کنه.

ولی چیزی که همه روش توافق دارن، بازی درخشان میلاد کی‌مرام و بهنوش طباطباییه. خیلی‌ها معتقدن شیمی بین این دو تا کاراکتر، خیلی خوب دراومده و تونستن اون عشقِ توام با احترام و اختلاف نظر رو خوب نشون بدن. یادتون نره، زری و یوسف عاشق هم هستن، ولی دنیاشون با هم فرق داره؛ یکی دنبال آرامشه، یکی دنبال طوفان.

جمع‌بندی نهایی؛ ببینیم یا نه؟

رفقا، فصل دوم سووشون یه سریال معمولی برای وقت‌گذرونی نیست. یه کلاسه تاریخه، یه کلاسِ روانشناسیه و از همه مهم‌تر، یه آینه است که خودمون رو توش ببینیم. اگر دنبال یه اثر فاخر هستید که هم چشمتون رو نوازش کنه و هم مغزتون رو درگیر، این سریال بهترین گزینه روی میزه. نرگس آبیار نشون داده که زن‌ها رو بهتر از هر مردی می‌شناسه و جنگ رو بهتر از هر ژنرالی به تصویر می‌کشه.

پس پیشنهاد من اینه: حتما این فصل رو دنبال کنید. بذارید خودتون رو بسپارید به جریانِ سیالِ قصه‌گوییِ آبیار. شاید جاهایی قلبتون فشرده بشه، شاید جاهایی اشک بریزید، ولی مطمئن باشید پشیمون نمی‌شید. سووشون قراره به ما یادآوری کنه که “سوگ سیاوش” هیچوقت تموم نمیشه، فقط شکلش عوض میشه.

📢 فراخوان به گفتگو: شما کدوم کاراکتر رو بیشتر دوست دارید؟ فکر می‌کنید زری می‌تونه جای خالی یوسف رو پر کنه؟ نظراتتون رو همین پایین برامون بنویسید. ما توی سرگرمون تک‌تک کامنت‌ها رو می‌خونیم و با هم گپ می‌زنیم. منتظرتونم!

alirezaallahverdi

علیرضا اله وردی هستم برنامه نویس و طراح سایت مسلط به جاوا اسکریپت و پایتون تست اپیکیشن و وب fullstack develper علاقه مند به فناوری و نویسندگی seo کار و مسلط به زبان و گیمر با حال

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا